با ديدن اين خبر، در لحظه شوكه شدم. فروش چشم! و عكسي به همراه آن كه قرنيه چشم يك انسان، در يك شيشه براي فروش.....حس درد و كينه اي شديد در خودم حس كردم . چه كسي باعث باني اين همه فقر و فلاكت مردم ميهنم شده است ؟
در لحظه به فكر فرو رفتم كه الان وظيفه من به عنوان يك انسان آگاه چيست سوال مهم اين هست كه در چنين شرايطي از دست من و ما چه كاري بر ميايد؟ بايد منتظر باشيم و ببينيم چه ميشود چون خودمان بقدري بدبختي داريم كه نمي توانيم به درد مردم فكر كنيم يا اينكه آيا درد مردمم درد من هم هست يا اينكه به فكر بهترين موقعيت براي خودم باشم يا اينكه بايد نسبت به پيرامون خودمان تاثير گذار باشيم. به نظر شما تنها راه حل چيست؟
به نظر من تنها راه حل اين است كه بساط حاكميت ننگين ولايت فقيه را از ميهنمان برچينيم كه مردم ما بتوانند در يك ايران آباد و آزاد، زندگي و آسايش و رفاه داشته باشند. شايد باور كردن آن سخت باشد دركشوري كه بر روي درياي از نفت سوار شده مردم ايران در فقر و بدبختي به سر ميبرند و از مينيمم امكانات زندگي محرم هستند. بیکاری و اعتیاد دامن گیرشان شده است اکثر بچه ها ترک تحصیل میکنند بخاطر تبعیض وبی پولی بسياري از مردم براي سيركردن شكم خود و خانواده هايشان، ناگزير از فروش اجزاي بدن خود هستند.كليه فروشي و قرنيه فروشي به يك امر عادي در اين نظام جهل و جنايت تبديل شده است
روزنامه محلی ’شهرآرا’ روز 18مرداد، در مشهد با انتشار گزارشی دردناک به گوشهیی دیگر از پدیده فاجعهبار خرید و فروش اعضای بدن انسان در حکومت آخوندی اذعان کرد و گفت:
خرید و فروش اندامهای حیاتی انسان، که روزگاری در خفا و بهطور پنهانی بر روی تکهکاغذی کوچک در دل محلات منطقه اعلام میشد، حالا دیگر تکنولوژی مدرن و علم تبلیغات هم به کمکش آمده است، تا آنجا که بازاریابان و دلالان حرفهای، اندامهای بدن متقاضیان خود را به شکل زیبا و مطابق میل مشتری به تبلیغ میگذارند. گاه هم برای اینکه دامنه مشتریان افزایش پیدا کند، آگهی اینترنتی میدهند تا اندام بدن مدنظر را با قیمت بیشتری بفروشند.
این روزنامه رژیم در ادامه توضیح میدهد: عبارتهایی مانند ’فروش کلیه’، ’کلیهفروشی’، ’فروش کلیه زیر قیمت’ و... تا کنون زیاد به چشمام خورده بود اما این عبارت با بقیه فرق داشت. روی دیوار با ماژیک پررنگ نوشته شده بود: ’چشم فروشی’ و از زبان فروشنده چشم گزارشش را ادامه میدهد: شش ماه پیش در تهران یک کلیهام را شش میلیون فروختم. الآن هم بهشدت فشار مالی دارم. حاضرم با همان شش میلیون چشمم را بفروشم... سهبچه دارم و صاحبخانه جوابم کرده است. بیسواد و بیکار هستم و باید خرجی فرزندان و همسرم را بدهم. چشم من مال شما، هرکار دوست دارید با آن انجام دهید... چه اهمیت دارد که من یک دست داشته باشم یا نداشته باشم؟ یک پا داشته باشم یا نداشته باشم؟ لازم باشد حتی پوستم را هم میفروشم.
به نظر من تنها راه حل و هماورد اين رژيم براي سرنگوني سازمان مجاهدين است با سابقه 50 سال كه از همه چيز خودشان براي برقراري آزادي و دموكراسي در ايران گذشتند. اري اين است راه حل سرنگوني رژيم آخوندي
به اميد فرداي روشن آزادي
0 comments:
Post a Comment