Showing posts with label ايران، رژيم، آزادي،خامنه اي، مريم رجوي،سازمان مجاهدين خلق ايران. Show all posts
Showing posts with label ايران، رژيم، آزادي،خامنه اي، مريم رجوي،سازمان مجاهدين خلق ايران. Show all posts

Wednesday, 17 February 2016

موقعيت كنوني رفسنجاني و روحاني در انتخابات




موقعيت كنوني رفسنجاني و روحاني در انتخابات
سوال
بعد از اين قلع و قمعي كه ولي فقيه از جناح رقيب كرد، واقعاً رفسنجاني و روحاني با چه اميدي و با چه طرحي به نيروهاشون تأكيد مي كنند كه حتماً بيان رأي بدن و از صندوقها قهر نكنند؟

Sunday, 24 January 2016

نه به روحاني- آري به دمكراسي


جهان جاي خوبي براي زندگي كردن خواهد شد...
نه بخاطر جارو كردن تمام جنايتكارها ...
بلكه براي وجود كساني كه در برابر جنايت سكوت نميكنن
نه به روحاني- آري به دمكراسي
No2Rouhani#
StopExecutionsIran#

نوشته‌یی از مادر ریحانه جباری پس از آزادی امید علی شناس




به نقل از سايت مجاهد
عصر سه‌شنبه به دیدار امید سیمین رفتیم. به اتفاق مادران و چند دختر و پسر جوان فعال اجتماعی. سیمین جوان شده بود. با چشمهایش می‌خندید. اما هر چه بیشتر در سیمای امید میکاویدم نشان از شادی نمی‌یافتم. صورتش غمگین بود. چشمها و نگاهش هم. در زندان چه می‌گذرد که چنین بلایی به‌سر چشمهای فرزندانمان می‌آورد؟ 
سالهای قبل، وقتی به دیدار ریحانم می‌رفتم آرنجهایم را روی تاقچه باجه ملاقات کابین می‌گذاشتم و دستها را زیر چانه‌ام. به شیشه کثیفی که حائل بینمان بود نزدیک می‌شدم و با همه وجودم صورت نگارم را نگاه می‌کردم. بیش از هر چیز چشمهایش توجهم را جلب می‌کرد. نگاهش پیر بود. هر ملاقات از ملاقات قبلی پیرتر. به او می‌گفتم تو چه میبینی که این چنین جهاندیدگی از چشمانت میبارد؟ خنده نخودی می‌کرد و نگاهش را میدزدید و می‌گفت فقط آدمها را با دقت نگاه می‌کنم و به حرفهایشان گوش می‌دهم. شبها هم توی تخت به هر چه در طول روز دیده یا شنیده‌ام فکر می‌کنم. 
امروز که امید را دیدم فهمیدم هر کس که شبها را در تفکر و تحلیل آنچه در روز دیده بگذراند، پیر می‌شود. مگر می‌شود ضربه‌های شلاق را روی پوست حس کنی و پیر نشوی؟ مگر می‌شود تبعیض و بی‌عدالتی را تجربه کنی و پیر نشوی؟ مگر می‌شود پوسیدن انسانها را ببینی و پیر نشوی؟ مگر می‌شود سوختن رویاها را ببینی و پیر نشوی؟ مگر می‌شود دود شدن بهار جوانی را لمس کنی و پیر نشوی؟ 
ما هم پیر شده‌ایم. به ظاهر آزادیم، اما لحظاتمان را در قفس پرپر می‌کنیم. چنان قفس را تنگ کرده‌ایم که دیگر حتی نمی‌توانیم ادای پرواز را در بیاوریم. کدام پرنده‌ای در قفس شاد است که امید ما باشد؟ کنار گردن امید کبود بود. گمانم کتک خورده بود. درست پیش از باز شدن درِ اوین. 
دیوارهای این زندان شاهد چه فریادها بوده از روز اولش. اگر آجرها زبان داشتند می‌گفتند که چه ناخنها کشیده شده و چه داغها و درفش‌ها که بر گوشت زندانی حک نشد..   

Tuesday, 5 January 2016

نمایش انتخابات و چالشهای رژیم


سوال:کشمکش باندهای درونی رژیم بر سر انتخابات مجلس خبرگان و همین‌طور مجلس رژیم بالا گرفته است. موضوع برنامه چالشها را به همین مسأله اختصاص دادیم.

اگر موافق باشید بحث را با خامنه‌ای که بعد از چند هفته سکوت در روز 8 دی ماه آمد، ولی با توجه به شرایط فعلی هیچ حرفی هم در رابطه با انتخابات نزد شروع کنیم و بپرسم که شما چه تفسیری از این سکوت خامنه‌ای دارید؟

جواب: به‌نظر من این سکوت -هم سکوت در این صحبتهایی که شما اشاره کردید و هم سکوت در این چند هفته‌ای که کلاً خامنه‌ای بحثی و حرفی نزد- هیچ دلیلی ندارد جز این‌که خامنه‌ای در یک وضعیت درماندگی کامل و ضعف بسیار شدید قرار دارد؛ علت آن هم، سلسله شکستهایی است که سیاستهای شخص خامنه‌ای در هفت تا ده سال اخیر خورده است، سلسله‌ای از شکست‌ها.

اول و مهمتر از همه، شکست او در یک‌دست‌سازی رژیم و دوره احمدی‌نژاد که با خود احمدی‌نژاد که مهره خود او برای یک‌دست‌سازی رژیم بود به بن‌بست رسید.

شکست بزرگ بعدی‌اش، در مهندسی انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 رژیم بود که در آنجا هم مهندسی‌اش پیش نرفت و شکست خورد؛ به‌رغم این‌که بهای زیادی داد و رفسنجانی را حذف کرد و خیلی نقشه کشید ولی شکست خورد.

Monday, 4 January 2016

کنفرانس مطبوعاتی عادل الجبیر و اعلام قطع روابط عربستان سعودی با رژیم ایران


وزیر خارجه عربستان سعودی 13دی 94 در یک کنفرانس مطبوعاتی در ریاض قطع رابطه با رژیم ایران را اعلام کرد.
 وی گفت: شما رویدادهای دردناکی که علیه سفارت و کنسولگری ما در تهران و مشهد وجود داشته و بیانیه‌هایی که از وزارت‌خارجه عربستان سعودی صادر شده شنیدید.
بعد از مطلع کردن شما در مورد جزئیات تهاجم به سفارت عربستان سعودی در ایران می‌خواهم اشاره کنم که رژیم ایران پرونده‌یی طولانی در نقض حریم نمایندگیهای دیپلوماتیک خارجی دارد. برای مثال اشغال سفارت آمریکا در سال 79 میلادی و تهاجم به سفارت انگلستان در سال 2011 میلادی و دیروز تهاجم به سفارت عربستان سعودی در تهران و کنسولگری آن در مشهد است.

Sunday, 3 January 2016

ايران-پاسخ مادر ستار بهشتی به تهدید دخترش: ما از تهدید سلاح نمی‌ترسیم این اسباب بازیها را جمع کنند


پنجشنبه 10دیماه 94 - گوهر بهشتی مادر شهید ستار بهشتی در پاسخ به تهدید دخترش سحر بهشتی که یکشنبه 6دیماه 94 از سوی مأموران وزارت بدنام اطلاعات با سلاح تهدید به مرگ شده بود گفته است:
‌من گوهر عشقی مادر ستار بهشتی هستم، ستار من کارگری بود که او را بردند و ۴ روزه کشتند. حالا افتاده‌اند به جان دخترم سحر. سحر را اولین بار نیست که تهدید کرده‌اند، سحر را چند بار تهدید کرده‌اند. سحر می‌رود بچه‌اش را از مدرسه بیاورد یک پژوی نوک مدادی جلویش را می‌گیرد، به سحر می‌گوید که بیا پایین، سحر می‌گوید نمی‌آیم، می‌گوید عکس ستار را از پشت ماشینت بردار، سحر می‌گوید برنمی‌دارم. (مامور) می‌آید داخل ماشین با اسلحه، تهدیدش می‌کند و به او حرفهای نامربوط می‌زند، به سحر می‌گوید ما تو را می‌بریم و می‌کشیم، همه بدانند من مادر ستار هستم، اگر سحر را هم در راه ستار بدهم، دست برنمی‌دارم، اگر مویی از سر سحر کم بشود، من نظام را مقصر می‌دانم و نظام باید جوابگوی من باشد، نه مثل ستار که کشتند و من هیچی نگفتم».

Monday, 28 December 2015

سحر بهشتی خواهر شهید ستار بهشتی: سکوت در برابر ظالم اگر بدتر از ظلم نباشد کمتر از آن نیست



دژخیمان اطلاعات خامنه‌ای به اذیت و آزار خانواده شهید قهرمان ستار بهشتی ادامه می‌دهند. آنان ضمن اهانت به سحربهشتی خواهر ستار او را تهدید به مرگ کردند. سحر بهشتی در یادداشتی این رفتار ضدانسانی دژخیمان ولی‌فقیه را افشا کرده است.

امروز طبق روال همه روزه دنبال پسرم بنیامین رفتم تا از مهد کودک به منزل برگردیم، در بین راه یک مرد حدوداً چهل ساله، با ماشین پژو نوک مدادی مرا به گوشه‌یی راند و اتومبیلش رو جلوی ماشین من متوقف کرد. با سرعت از خودرو پیاده شد طبق عادت مألوفشان به جای احترام گذاردن بر هموطنانی که از مالیات و دارایی آنان حقوق می‌گیرند، ابتدا اسلحه خود را به رخم کشید! 'یاد حرف مادرم افتادم که از مأمور دستگیری ستار حکم بازداشت خواسته بود و او اسلحه‌اش را نشان مادر می‌دهد“ و سپس کارت شناسی‌اش را از دور نشانم داد.

بهرحال اصرار کردم حکم_مأموریت یا جلب مرا دارید که گفت: از امنیت هستم و باید با من به اداره امنیت بیایی! حقیقتاً ابتدا یکه خوردم؟ علت نگه‌داشتن من؟ دلیل اعزامم به امنیت؟ رفتار ناپسند و دور از شأن یک مأمور با یک خانم؟ مگر می‌شود ماموری که خود را از امنیت معرفی می‌کند باعث سلب امنیت شود؟ و الفاظ رکیکی که احتمالاً لایق خود و خانواده‌اش بود را نثار من کرد و با ایجاد هیاهو سعی در ترساندن من نمود! بی‌شک سیده‌ای از تبار حسین را ندیده بود که زینب وار در میانه خیابان بیرق حق خواهی به‌دستش بگیرد که امروز به چشم خود دید! تلاشش برای اعزام من به جایی نرسید و مجبور شد نیروی کمکی طلب کند و اتهامات من را از پشت تلفن احتمالاً به مافوقش بر شمرد، اولین اتهام من نصب عکس برادر مظلومم ستاربهشتی است پشت شیشه خودرو و دومین اتهام من پس از آن بود که فهمید خواهر ستار بهشتی‌ام! در این ایام بارها مستقیم و غیرمستقیم مورد تهدید واقع شدیم و به‌شدت تهدید به بازداشت من کردند غافلند از این‌که 'سر دهیم به راه آزادی' من نه فعال سیاسی و نه فعال براندازم! اما به لطف حاکمیت مردمی، همه مردم سالهاست که فعال سیاسی محسوب می‌شوند مگر آن‌که خلاف آن را اثبات کنند؟! گویی این جویای نان و نام خوشحال بود از پیدا کردن طعمه‌ای برای شکار و ایضاً شاید رساندن عاشق به معشوق خویش که همان ستار عزیزمان باشد.

برق نفرت از چشمان گرگ صفتش هویدا بود، درنده خویی از وجودش فوران می‌کرد و شاید انتظار داشت صورت مرا با دستان کثیف و آلوده‌اش نیلگون کند! قصد نداشتم این مطالب را بنویسم اما سکوت در برابر ظالم اگر بدتر از ظلم نباشد کمتر از آن نیست. پیامش روشن بود به‌زودی نزد ما خواهی آمد این پیام آشنا بود چرا که به ستار هم گفته بودند به‌زودی رخت سیاه بر تن مادرت خواهیم کرد. در پایان هشدار می‌دهم سحر بهشتی آماده است تا در راهی که برادرش جانفشانی کرد جان خویش را هدیه نماید پس تهدید را رها کنید یا ما را به‌حال خویش وا بگذارید یا مأموریت خود را انجام دهید. مدتهاست خانوادهای مانند ما شما را واگذار کرده‌اند به خدایی که داد مظلوم را خواهد گرفت.

«بوی فتنه» می‌آید! وحشت از قیام!


حملاتی که تا به‌حال علیه رفسنجانی می‌شد، برای منصرف کردن او از ثبت‌نام بود، اما رفسنجانی اعتنایی نکرد و ثبت‌نام کرد. البته حملات هم‌چنان ادامه دارد و مضمون آن بیشتر روی به‌اصطلاح فتنه و این‌که رفسنجانی فتنه‌گر است متمرکز است. سوالی که ایجاد می‌شود این است که چرا نهایتاً همه جنگ و جدالها بالاخره به فتنه و ابراز نگرانی از فتنه ختم می‌شود؟
مرور برخی از مواضع اخیر مهره‌های رژیم، خود به‌خوبی‌ پاسخ این سؤال را روشن می‌کند.
زاکانی از نماینده‌های باند ولی‌فقیه در مجلس ارتجاع گفته: «بوی فتنه وزیدن گرفته است».
سایت چماقدارهای موسوم به انصارحزب‌الله هم در مطلبی روی کارآمدن آخوند روحانی را «بهترین فرصت برای بازگشت کودتاچیان سال۸۸ به دانشگاهها» توصیف کرده و بعد نوشته: «آیا این دستگاهها برای پیشگیری از فتنه‌انگیزی آینده کودتاچیان سال۸۸ قدمی برخواهند داشت؟ خدا کند که چنین باشد والا باید در آینده‌ای نزدیک شاهد بروز کودتاهایی پی‌درپی درون دانشگاهها علیه نظام و انقلاب باشیم».
بنابراین کاملاً روشن است که فتنه در فرهنگ لغات باند خامنه‌ای یعنی قیام! یعنی همان چیزی که در سال 88 اتفاق افتاد و نزدیک بود رژیم را سرنگون کند. هم‌اکنون هم حرف این است که این بار در سال 94 هم با این کارهایی که رفسنجانی و روحانی می‌کنند، با این شکافهایی که باز می‌کنند، یک قیام دیگر در راه است! که خود آنها اسمش را گذاشتند فتنه اکبر! که به دو معنی است، هم به‌معنی قیامی بزرگتر و خطرناکتر از قیام88، هم به‌معنی قیامی که باعث و بانی آن اکبر هاشمی رفسنجانی است. !

البته رفسنجانی هم به‌اندازه باند خامنه‌ای از قیام وحشت دارد و اساساً حرفش این است که این راهی که شما دارید می‌روید، به قیام منجر می‌شود و مدعی است که من می‌توانم با شیوه‌هایی که می‌دانم و از خمینی یاد گرفته‌ام، با این خطر مقابله کنم. ضمن ابنکه رفسنجانی در این بین چشم به قدرت هم دارد و می‌خواهد اعتبار از دست رفته خودش را هم برگرداند و دوباره در رأس نظام قرار بگیرد.

طنز قضیه این‌جاست که هر دو دار و دسته از یک چیز وحشت دارند، از قیام مردم، هر دو هم یک هدف دارند، مقابله با قیام؛ اما با دو شیوه متفاوت که شیوه هر کدام هم ایجاب می‌کند که کل قدرت را قبضه کنند و از همین جاست که جنگ بین آنها درمی‌گیرد و از شکافی که در اثر این جنگ به وجود می‌آید و در واقع آمده، یعنی همان چیزی که از آن می‌ترسند و فرار می‌کنند، به سرشان می‌آید. یعنی قیام و سرنگونی! این همان حتمیت و جبر تاریخ است که دیکتاتورها نمی‌توانند از آن فرار کنند.

Friday, 25 December 2015

قيام، وحشت مشترك هر دو باند در انتخابات


قيام، وحشت مشترك هر دو باند در انتخابات 
صورت مساله
خامنه اي طبق نقشه مسيري كه نسبت به باند رقيب دارد، مي بايست رفسنجاني را در يكي از گام‌هاي انتخاباتي حذف كند. (قبل از نام نويسي / ازنام نويسي تا روز انتخابات / روز انتخابات و اعلام راي، . . . )   خامنه اي مي داند كه در هرگامي كه نتواند رفسنجاني را حذف كند و كارش در گام بعدي سخت تر خواهد شد و بايد قيمت سنگين تري بدهد و اگر هم در نهايت موفق نشود و پاي رفسنجاني به خبرگان باز شود، در اين صورت خامنه اي قافيه را باخته است. 
خامنه اي تمام تلاش خود را كرد كه رفسنجاني را در گام نخست از صحنه حذف كرده و كار به اعلام كانديداتوري براي خبرگان نكشد و اين كم خرج ترين كار براي خامنه اي بود ولي از آنجايي كه خامنه اي ضعيف بود و رفسنجاني هم خوب آن را حس مي كرد؛ در صحنه باقي ماند و اسم نويسي كرد و جنگ به دور بعدي كشيده شد/ در اين دور خامنه اي تمام تلاش خود را مي كند كه رفسنجاني را قبل از رسيدن به انتخابات حذف كند؛ لذا از همه امكانات خود در سپاه، قضاييه، شوراي نگهبان و دستگاه تبليغاتي و. . . استفاده خواهد كرد و در حال حاضر خامنه اي، حملات خود را بيشتر روي باصطلاح «فتنه» متمركز كرده است و مي گويد كه عامل برپايي «فتنه»يعني رفسنجاني بايد از صحنه حذف شود تا فتنه اي ديگري برپا نشود. 
منظور از فتنه چيست؟ چرا هر دو باند همديگر را از فتنه مي ترسانند؟ آيا فتنه قابل مهار است يا در راه است؟
معني فتنه و عامل فتنه از نظر باند خامنه اي
توجه به نكاتي كه عناصر باند خامنه اي در اين رابطه مي گويند/ زاكاني از نمايندههاي باند وليفقيه: «بوي فتنه وزيدن گرفته است». / سايت چماقدارهاي موسوم به انصارحزب‌الله: «آیا این دستگاهها (ي وابسته به دولت روحاني)  برای پیشگیری از فتنهانگیزی آینده کودتاچیان سال۸۸ قدمی برخواهند داشت؟ » / ابراهیم آقامحمدی نماينده مجلس، خطاب به رفسنجانی: «هوشیار باشید دشمنان انقلاب دنبال ایجاد فتنه‌ای جدید هستند تا آن را به‌عنوان فتنه اکبر و شلیک آخر به‌نام شما ثبت کنند». پاسدار سعید قاسمی هم كه از خيلي قبل گفته بود: «رفسنجانی فتنه اکبر است»
اگر كمي دقت شود؛ فتنه در فرهنگ لغات باند خامنهاي يعني «قيام»! يعني همان چيزي كه در سال 88 اتفاق افتاد و نزديك بود رژيم را سرنگون كند. پس خلاصه حرفشان اين است كه اين بار در سال 94 هم با اين كارهايي كه رفسنجاني و روحاني ميكنند، با اين شكافهايي كه باز ميكنند، يك قيام ديگري در راه هست كه اسمش را گذاشته‌اند «فتنة اكبر»! هم به معني قيامي بزرگتر و خطرناكتر از قيام88، هم به معني قيامي كه باعث و باني آن اكبر رفسنجاني است!
وحشت رفسنجاني از فتنه
جالب اينجاست كه رفسنجاني هم به اندازة باند خامنهاي از فتنه اي كه هر آن مانند سونامي بساط اين نظام را برخواهد چيد؛ صحبت مي كند. منتها شيپور فتنه را از سر ديگرش مي نوازد. حرفش اين است كه اين راهي كه خامنه اي مي رود؛ لاجرم به قيام و سرنگوني منجر خواهد شد و به صراحت رقيب را تهديد كرده و مي گويد كه اگر بخواهيد در پروسه انتخابات جلوي من بپيچيد؛ اين شما و اين قيام مردم كه تجربه آن را در 88 داريد! يعني  درست به عكس، اگر من نباشم فتنه خواهد بود!
نتيجه
 طنز قضيه اينجاست كه هر دو باند از يك چيز و آن هم از قيام مردم وحشت دارند/ هر دو يك هدف دارند و آن هم مقابله با قيام و خيزش مردم و عدم تكرار 88 آن هم در ابعاد اكبر آن است / هر دو همديگر را از فتنه مي ترسانند، خامنه اي مي گويد كه تو عامل فتنه هستي بايد حذف شوي، رفسنجاني هم مي گويد كه اگر مرا حذف كني، فتنه سراغت مي آيد! 
البته كه «فتنه» يا همان «قيام» مردم هيچ ربطي به اين يا آن باند ندارد؛ عامل فتنه كه رفسنجاني نيست و نمي تواند باشد، با حذف رفسنجاني هم فتنه كه از بين نمي رود؛ يعني با رفسنجاني يا بي رفسنجاني، چيزي به نام «فتنه» يا همان «فتنه اكبر» يا همان «قيام كبير» مردم ايران در راه است. وقتي شدت و حدت تضادهاي دو باند به نقطه جوش مي رسد؛ وقتي هر دو باند در ضعيف ترين نقطه خود قرار مي گيرند؛ قوانين مطلق و دگم حاكم بر جامعه و تاريخ، كيفيت جديدي به نام «قيام» را خلق مي كند و اين گواراي خلق دلاوري است كه 37 سال بي وقفه قيمت ايستادگي و مقاومت در برابر مهيب ترين غول ارتجاع و بنيادگرايي در تاريخ بشر را پرداخته اند. پيروز باشيد. 

Wednesday, 23 December 2015

ايران-پاسخ به مساله «ترس»



صورت مساله
انسان‌ها از لحظه اي كه خود را مي شناسند، به طروق مختلف با كلمه «ترس» آشنا مي شوند و آن را به صورت روزمره در زندگي خود حس مي كنند. اين ترس يا توسط مادر براي حفظ و تضمين سلامت كودك به او القا مي شود يا خود به صورت غريزي متوجه مي شود كه از برخي از پديده‌ها مي ترسد؛ از بلندي، تاريكي، سوختن، تصادف، حوادث طبيعي، مرگ، بيماري، جراحت، شكست، امتحان، ازدست دادن سلامت يا مال و ثروت و. . . مي ترسد. از اين رو «ترس» در همه جاي زندگي فرد مشاهده مي شود كه گويي از بدو تولد تا لحظه مرگ همچون سايه او را تعقيب مي كند و از آن گريزي ندارد، شايد اشكال آن عوض شود ولي باز به صورتي ديگر ظاهر مي شود. 

Tuesday, 22 December 2015

ايران-برملا شدن دو همکار دیگر بابک زنجانی دزد میلیاردی


برملا شدن دو همکار دیگر بابک زنجانی دزد میلیاردی
در جریان بیست و چهارمین جلسه محاکمه بابک زنجانی فاش شد وی با پاسدار رستم قاسمی سرکرده سابق قرارگاه ضدخاتم و وزیر نفت کابینه پاسدار احمدی‌نژاد همکاری می‌کرده است.

وکیل یکی از متهمان در جلسه محاکمه گفت: رستم قاسمی از چهار سال قبل با زنجانی به‌دلیل دور زدن تحریم‌ها برای قرارگاه خاتم و تبادل ارز، آشنایی کامل داشت.

نماینده دادستان رژیم نیز در این جلسه گفت: محمود احمدی‌نژاد رئیس دولت وقت دستور داده بود که بدون تشریفات قانونی، ۱۳۸ شرکت شستا متعلق به سازمان تأمین اجتماعی به بابک زنجانی منتقل شود.

پاسدار رستم قاسمی در لیست تحریمهای آمریکا، اتحادیه اروپا و استرالیاست