Showing posts with label ايران، رژيم، آزادي، خبر، خامنه اي، مريم رجوي،سازمان مجاهدين خلق ايران،. Show all posts
Showing posts with label ايران، رژيم، آزادي، خبر، خامنه اي، مريم رجوي،سازمان مجاهدين خلق ايران،. Show all posts

Tuesday, 29 September 2015

صفوف آزادي خواهان در نيويورك



ديروز كه تضاهرات ضد روحاني مقابل سازمان ملل بود تو اون شركت كردیم و تلاشم رو كردم كه در طوفان تويت كه از طرف دوستان اعلام شده بود شركت فعال داشته باشم و همه آشناهايم رو به اين طوفان دعوت كنم 
اگر چه هرچقدر تلاش كني بازم كمه ولي باز احساس خوبي داشتم وقتي مي ديدم دوستان از ايران با ما همراه مي شن و حرفهاشون رو از اين طريق ابراز مي كنند 
ولي يك چيزي تو اين تضاهرات برايم جالب بود ، قبلا دوستان سوري بيشتر در صفوف آزادي خواهان ايراني شركت مي كردند و پرچم هايشون برافراشته مي شد ولي اين بار پرچم هاي كشور يمن رو هم مي ديديم كه آزادي خواهان كشورشون رو نمايندگي مي كردند 

Tuesday, 15 September 2015

ایران-سلام به شما جووناي نسل آينده


سلام به شما جووناي نسل آينده 
شما كه محو نميشه از لباتون خنده 
شما كه نفس ميكشيد تو هواي آزادي
شما كه زندگيتون عجينه با شادي
تو روزگار شما جون آدم ارزون نيست 
كسي به جرم تفكر تو كنج زندون نيست 
سزاي بال پرنده گلوله بارون نيست 
جنايت آسون نيست
روي سنگفرش خيابونتون 
نميشه ندايي ديگه غرق خون
كسي به اسم ولايت به نام دين و خدا 
نميگه آي خلايق مباحه خون شما 
خلاصه عصر شما عصر صلح پاينده است 
زمان خوب رهايي، زمان آينده است 
براي نسل شما خط فقر و خط بقا 
فقط دو فصل عجيب از كتاب ديروزه 
نه داغ و دار و شكنجه نه تيغ و پنجه زور 
نه بند و قفل و اسارت نه قيچي سانسور 
نميدوني چيه معناي كودك و كوچه
نديدي جووني بگه بيا اي مرگ كه زندگي چه پوچه 
كسي نميده خبر از فرار دخترا
كسي نميگه بريدن پر كبوترا
تو روزگار شما هر كي هست خوشبخته 
كسي نميگه اي واي چه زندگي سخته
خوشحالم 

Sunday, 30 August 2015

ایران-برای آتنا (فرزند مجاهد شهید قهرمان حسن جباری)



آتنا، بابا رفته سفر نه از اون سفرایی که سوغاتی بیاره نه ازاون سفرای کوتاه، سفری طولانی که به بلندای ابدیت است.
آتنا بزرگتر که شدی، چند بهار دیگر از عمرت را که تجربه کردی، بیشتر می‌فهمی بابا حسن چه دلاوری بود. از شجاعانی که تاریخ به آنان رشک می‌برد و افتخار می‌کند.
آتنا وقتی که بابات به سفر بی‌بازگشتش رفت تو 10ماه بیشتر نداشتی و اولین فرزند و جگرگوشه‌اش بودی ولی ترا که تنها دلبندش بودی گذاشت و رفت.
گذاشت و رفت تا بچه‌های کارتن خواب دیگر از بی‌سرپناهی به خود نلرزند، تا بچه‌های خردسالی که در اوان کودکی باید در شادیهای کودکانه خود غرق شوند و دنبال سنجاقکهای زیبا، مستانه بدوند. برای یک لقمه نان دنبال هرکس و ناکسی ندوند و گدایی نکنند، برای دختران بی‌پناهی رفت که از فقر و فلاکت به خیابان گردی روی می‌آورند. آواره و بی‌سرپناه. آماج هر بلا. رفت تا کارگر بینوا از فقر و حقوق به یغما رفته خودش توسط کارگزاران فاسد حکومت ملاها دست به خودکشی نزند و رفت و رفت و رفت.

آتنا میدانی که بابات حتی در داخل چقدر شجاعانه در برابر مزدوران وحشی اطلاعات می‌ایستاد و وقتی بابابزرگت را گرفته بودند بی‌هیچ بیم و باکی با بازجویان و شکنجه‌گران در می‌افتاد و آنها را رسوا می‌کرد کاری که کمتر کسی جرأت و توان آن را دارد.
آتنا میدانی که بابات وقتی که برای مبارزه با رژیم سر به پای آزادی گذاشت از شغل و امکانات مادی هیچ چیز کم نداشت و خیلیها افسوس موقعیت او را می‌خوردند ولی او بی‌قرار و عاشق سربه پیمان گذاشت و پس از سختیهای زیاد خود را به جمع بیقراران در اشرف رساند. ”هر چه‌ داری تا سرمویی بسوز“.

آتنا میدانی که وقتی بابات به اشرف آمد جنگی مهیب درگرفت. دیگر صحبت از پیروزیهای نظامی مجاهدین نبود. بحبوحه آزمایش و صبر و پایداری بود و حالا بدون سلاح در برابر توطئه‌های رنگارنگ استعمار و ارتجاع. از زمین و آسمان بمب و موشک و توطئه و دسیسه می‌بارید. و او استوار ایستاد و خم به ابرو نیاورد.
آتنا، آخر او انتخاب کرده بود که مجاهد بماند و مجاهد زندگی کند و مجاهد بمیرد.

Friday, 28 August 2015

پیام زندانی سیاسی علی معزی، به‌مناسبت سومین سالروز دهم شهریور ۹۲- کهکشان زهره



دهم شهریور 92 پایداری خونفشان و رشادت بار آخرین گروه اشرفیان، ایستادگی را تکثیر و اشرف را جاودانه ساخت.
درک اوج صدق و فدا و عظمت حادثه و نیز درک مظلومیت و معصومیت و تعهد آنها، از ظرفیت من خارج است اما احساساتی هست که درون انسان را منقلب می‌سازد.
جمعیتی معدود در کیفیتی عظیم و مقاومت با دستان خالی، امانت سنگین نسلها را از کوران حوادث گذر داده و به کهکشان زهره سپردند.
یاد باد از آن 52تن پاکباختگان و تابندگان ابدی، مجاهدانی هم‌چون زهره قائمی و ژیلا طلوع، گیتی و حسین و دیگر ستارگان جاودان.
صلوات‌الله علیکم و علی ارواحکم و علی اجسادکم و علی اجسامکم وعلی شاهدکم و علی غائبکم و علی ظاهرکم و علی باطنکم
درود و رحمت خداوندی بر شما و بر جانهای پاک و تن‌ها و پیکرهای شما باد.
در این مقطع نیز تثبیت شد که هیچ مانعی نمی‌تواند راه مبارزه برای حقوق مسلم مردم ایران را بر مجاهدانش ببندد.
اینگونه قربانی پرداختن برای آزادی و دموکراسی واقعی، آن هم در قرن بیست یکم ناشی از بی‌مسئؤلیتی مراجع و مجامع جهانی است. بلافاصله پس از پایان حادثه رژیم رنگ و رو باخته و مستاصل و درمانده خود را با ننگی که وبال گردنش شده بود تنها یافت.
بطوریکه در تلویزیون شعبده باز خود نخست اعلام کرد که مجاهدین داخل اشرف در درگیری داخلی بین خود همدیگر را کشته‌اند. اما ساعتی بعد مدعی شد که ملت عراق به اشرف حمله کرده است. در مرحله سوم هم که معلوم شد فاجعه و جنایت توسط نیروهای ویژه تحت‌امر مالکی و با همکاری و هماهنگی اربابانش صورت گرفته است.
بیگمان عزت و سر فرازی از آن مجاهدان متعلق به ملت ایران و خواری و شکست تاریخی از آن دشمنان مردم خواهد بود.
و سیعلم الذین ظلمو ای منقلب ینقلبون
علی معزی. زندان مرکزی کرج. شهریور 1394 

Wednesday, 19 August 2015

ايران-از من چه خواهند گفت؟


«عاشق‌آزادی» را به مسلخ عشق بردند و به‌دارش کشیدند. در این میان، اعضای بدن او، به تعریف و تمجید ازخود، در میان سایراعضا برآمدند.
پاها گفتند: «دیدید که با چه صلابتی به سوی چوبه‌دار قدم برداشتم و ذره‌یی لرزش نداشتم!»
دستها گفتند: «دیدید که خودم طناب دار را به‌گردن انداختم و جلاد را مبهوت و مقهور خود کردم!»
سرش گفت: «دیدید که به چه آسانی از خود گذشتم و در دوراهی حق و خیانت، «حق» و بریده شدن سر را انتخاب کردم!»
زبان گفت: «کوچک بودم ولی، دیدید که چگونه فریاد «انالحق» سردادم و با خود «حلاج» را به سرمنزل پرشوکت یار و «مسیح» را به‌صلیب رساندم».
با باز کردن پنجره‌ی امروز زندگی‌ام، به این فکر افتادم، در روز سفر آخرت من، اعضای بدنم راجع من چه خواهند گفت؟.

Tuesday, 18 August 2015

ايران-فقط به دست ماست كه آزادي محقق ميشود مي توان و بايد آزادي را محقق كرد


حتما كه تا بحال به پوستري يا عكسي و يا دست نوشته ايي در خيابان برخورده ايي كه توجه ات را جلب كند 
بعد از خودت سوال كردي كه اين پوستر را كي زده و چرا زده و ذهنت را تا شب به آن مشغول كردي 
اين تاثير همان كارهايي است كه ما جوانان غيور ايران زمين انجام مي دهيم 
واقعيت اين است كه مردم ما زير يوق اين آخوندا مدتهاست كه تحت فشار هستند و كوچك ترين شعله ايي كه به هر شكلي روشن مي شود نور اميد را در آنها روشن مي كند
آخر چرا جوانان و مردم ما با تاريخچه پرباري كه كشورمان دارد با اين آمار بالاي خودكشي روبرو است 

Sunday, 16 August 2015

نهنگ - برای محمد حنیف‌نژاد



شور جوانی دل مشتاق من کجاست
روشن‌چراغ پهنه‌ی آفاق من کجاست
وه زین زمین که جایگه مور و مار گشت
زیبا نهنگ شرزه‌ی اعماق من کجاست
گر واقعیتی‌ست عظیم این عقیم ـ شب
رؤیای روشن مه خلاّق من کجاست
آن نام کز طلوع وی آمد به‌جوش، شعر
بر سینه و به دفتر و اوراق من، کجاست
گنگ است اگر زمان و سکوت است در سخن
شیرین زبان سخنور نطّاق من کجاست
زخمی‌ست دل به پنجه‌ی بی‌رفق روزگار
مرهم‌گذار یار پر ارفاق من کجاست
برقی نزد به چشم‌تر روزگار، شوق
شوق‌آفرین شهابه‌ی براق من کجاست
زیبایی ار که جویی، در حسن او نگر
وانگه ببین وثیقه‌ی میثاق من کجاست

Tuesday, 28 July 2015

ايران-وقتی که خلق بداند، هر قطره خون تو محراب می‌شود


یکی از اسناد تاریخی عملیات فروغ جاویدان، که از یک سو بیانگر اوج قهرمانی و حماسه‌آفرینی رزمندگان مجاهد خلق و از سوی دیگر نشان‌دهنده عمق شقاوت و وحشگیری رژیم آخوندی است، عکسی از پیکر غرقه در خون زن قهرمان مجاهد خلق، طاهره طلوع (فرمانده سارا) است که با دشنه‌یی در قلب از درختی بر فراز تپه یی آویخته شده است.
طاهره دلاور در عملیات بزرگ فروغ جاویدان در بین راه اسلام‌آباد ـ کرمانشاه یک تنه راه پیشروی خیل مزدوران خمینی را سد کرد تا همرزمانش فرصت بازگشت از صحنه را پیدا کنند.
پاسداران و مزدوران هنگامی جرأت نزدیک شدن به طاهره را پیدا کردند که تا گلوله آخر جنگیده بود و پیکرش مجروح و خونفشان بر جا مانده بود. دژخیمان خمینی دشنه‌ای در قلب طاهره فرو کردند و پیکر غرقه در خونش را از یک درخت بر فراز تپه‌یی در بین راه اسلام‌آباد - کرمانشاه آویختند.
هواداران مجاهدین در بیست و ششمین سالگرد حماسه کبیر فروغ جاویدان در شهادتگاه فرمانده سارا حاضر شدند و ضمن گرامیداشت خاطره او عکسها و فیلمهایی را از این محل برای سایت مجاهدین ارسال کردند. این تصاویر را در زیر ملاحظه می‌کنید.
یاد مجاهد قهرمان طاهره طلوع گرامی باد.

بر سینه‌ات نشست
زخم عمیق کاری دشمن
اما
ای سرو ایستاده نیفتادی
این رسم توست که ایستاده بمیری.
در تو ترانه‌های خنجر و خون
در تو پرندگان مهاجر
در تو
سرود فتح
این‌گونه چشمهای تو روشن
هرگز نبوده است.
... .
وقتی که خلق بداند
هر قطره خون تو محراب می‌شود.

Tuesday, 21 July 2015

30تير - سالروز تاسيس شوراي ملي مقاومت ايران


نگاهي گذرا به تقويم و تلاقي 30 تير با خاطره هايي كه از دفتر تاريخ در ذهنم نقش بسته !
 بيشترين صحنه يي كه از اين روز و از اين تاريخ در ذهنم فلاش بك ميزند چهره دوست داشتني مصدق است در عكسي سياه و سفيد  با دستي كه با فروتني بسيار بلند كرده  همراه با انبوه طرفدارانش .....
بلافاصله در تلاقي و فلاش بك بعدي مي بينم كه در مقابل 30 تير نوشته شده تاسيس شوراي ملي مقاومت ايران 
بي مناسبت نديدم  هرچند خيلي مختصر ولي تاسيس شورا و هدف آن را  تنظيم كنم  با من همراه باشيد :

شورای ملی مقاومت ایران در 30تیر 1360، در سالگرد قیام ملی 30تیر تأسیس شد تا یادآور این باشد که این شورا در ادامه همان خط دکتر محمد مصدق پیشوای فقید نهضت ملی مردم ایران و برای تحقق آرمانهای آزادیخواهانه و استقلال‌طلبانه‌یی که مردم ایران بیش از یکصد سال است برای آن مبارزه می‌کنند، تشکیل شده است.